انشا پایه نهم :: اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

سایت خرید انشا،منبع دانلود انشاء،جواب (نگارش و انشا)،مرجع تحقیق و انشاء،انشاءجدید،زنگ جواب انشاء،دفتر انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء،انشاء رایگان

۲۶ مطلب با موضوع «انشا پایه نهم» ثبت شده است .

انشا در مورد درختی که پا در هواست انشایی درمورد درختی که پادرهواست انشا درخت پا در هوا انشا در مورد درختی که شاخه هایش روی زمین گسترده شده است انشا تخیلی درباره درخت انشا درختی که پادرهواست انشا درباره درخت پادرهوا انشا ذهنی درمورد درخت

انشا درمورد درخت با ویژگی های پا در هوا

در دیار من پشت جنگل­های شهر من درختی پهن و زیباست. آن درخت ریشه­ های به وسعت دریا داشت. ریشه­ هایش تا به ابرها رفته و در ابرها فرورفته بود. پاهایش همان ریشه­هایش بود که در هوا معلق بود. و شاخه­ هایش روی زمین گسترده بود. درخت کهن سال من ماننددرختان دیگر نبود.

او واژگون به زندگی خود ادامه می­دارد. کسی نمی­توانست از سایه­های او بهره ببرد و یا حتی ازمیوه­ای لذت ببرد، اماهمچنان من آن درخت زیبا را دوست داشتم.

آن درخت تلاقی­گر زندگی مشقت بار من است انگار خودم هستم که با تمام توان دست­هایم را روی خاک می­کشم تا بتوانم زندگی­ام را سامان دهم اما باز دستانم در تلاشی بی­فایده است زیرا زندگی هر چه باشد همان می­شود و تو باید قدر تک تک لحظه­ ها را بدانی. مدت­ها گذشت تا فلسفه آن درخت کهن سال را دانستم.

فهمیدم که هر چقدر او در سختی است اما مهم این است که با دیگران فرق دارد. همیشه مثل دیگران بودن خوب نیست زیاد که مثل دیگران باشی خسته می­شوی. زده می­شوی و آن زمان است که دیگر حتی لحظه­ای از زندگی لذّت نمی­بری.

می­خواهم مانند آن درخت کهن سال باشم در عین سختی مقاوم و فناناپذیر باشم.

در زندگی­ام تلاش کنم که تغییری در آن ایجاد کنم هر چند سخت و تا حدودی ناممکن است اما می­دانم هر ناممکنی می­تواند ممکن گردد. اگر تو تمام نیرو و توانت را روی آن کار بگذاری می­توانی بر مشکلات فایق آیی و پله­های ترقی را طی کنی .

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

صدای ملکوتی اذان از گل‌دسته‌های فیروزه‌ای مسجد محله پر می‌کشد و آرام‌آرام بر جان عاشق دیدارم می‌نشیند. انگار صدای آشنایی گوش جانم را می‌نوازد؛ صدایی که بذر عشق و معرفت را در کویر وجودم می‌کارد و امید و رحمت حق را در دلم زنده می‌کند و حالم به طور عجیبی دگرگون می‌شود.

بار دیگر آرامشی می‌گیرم و کام جانم شیرین می‌شود از حلاوت این نوای روح‌بخش. الله اکبر، الله اکبر. آری تو بزرگی؛ بزرگ‌تر از آنچه در ذهن و عقل ما بگنجد. تو بزرگی و من حقیر در برابر این‌همه عظمت و بزرگواری.

چه زیباست لحظهٔ نجوای با حق! چه زیباست لحظهٔ سبز رهایی از خویشتن و به خدا پیوستن! چه زیباست سرنهادن بر خاک عشق! چه زیباست ثانیه‌هایی که دل با نام و یاد خدا آرام می‌گیرد. 

پس از شنیدن این نغمهٔ جان‌بخش حس پرندهٔ سبکبالی را دارم که به‌سوی آسمان پر می‌زند. هنگامی که بانگ الله اکبر سر می‌دهد، ستون قلبم از بزرگی یاد خدا می‌لرزد. هر وقت که این بانگ دل‌انگیز را می‌شنوم، به این حقیقت که زندگی بی یاد خدا تاریک است و انسان بدون تکیه‌گاه هراسان پی می‌برم.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

انسان در دوران زندگی خود  باید تلاش کند  که ان خلقتی که خداوند در وجودش قرار داده است برسد .

انسان هدف های دارد  .

که خداوند خود ان هدف ها را برایش قراررداده است و ما انسان ها با بدست اوردن این اهداف به زندگی خود  سعادت میبخشیم

و با بدست اوردن این اهداف زندگی ما بیهوده نمیگذرد…

و ما باید برای این اهداف خود تلاش کنیم اهداف زندگی سه نوع هستند .

۱=هدف از زندگی

۲=کشف اهداف خویش

۳=کشف راه درست زندگی

که این سه مورد  با عقل انسان بدست میاید که ما خود  هدف زندگی راه با عقل خود انتخاب میکنیم وبعد از بدست اوردن هدف بدنبال اهداف میرویم و مرحله سوم که کشف راه درست زندگیست ما بعد از تصمیم گیری بدنبال  هدف های زندگی خود میرویم .

انسان صاحب اختیار است و  اهداف زندگی خود را خود انتخاب میکند و راه سعادت و خوشبختی با بدست اوردن این اهداف بدست میاید .

ما انسان ها باید در این راه  تمام سعی و تلاش خود را انجام دهیم که ان خلقتی که خداوند در خلقت ما قرار دادا است بدست اوریم …

انسان باید با هدف زندگی کند و در این اهداف خود کاملا بکوشد

زندگی با هدف همانند تیم با هدف که همه ان تیم میکوشند که به اون هدفی که میخوان برسن.

ما بچه ها هم از دوران کودکی خود باید سعی تلاش کنیم که در زندگی هدف های رو انتخاب کنیم .

و به دنبال این اهداف باشیم اگر شکست خوردیم تسلیم نشیم

یه روز تصمیم گرفتم که از کتاب ریاضی ۲۰ بگیرم معلممون هم هفته بعد امتحان گذاشته بود

من هم شروع به خوندم کردم که روز امتحان رسید رفتم سر جلسه امتحان و با دقت سوالارو حل کردم و برگرو دادم

به معلم معلممون برگه هارو اورد من ۱۹.۵ شده بودم یکم ناراحت شدم ولی دوباره سعی کردم .

و امتحان بعد ۲۰ شدم و من یه هدف انتخاب کردم و تونستم بش برسم

پس ما انسان ها باید در هدف هایی که برای زندگی انتخاب میکنیم

تلاش کنیم و با هر شکست قوی تر شیم .

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

بازآفرینی مثل فضول را بردن جهنم گفت هیزمش تره بازآفرینی فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تراست باز آفرینی مثل فضول رو بردن جهنم گفت هیزمش تره انشای نهم فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تره ریشه ضرب المثل فضول رو بردن جهنم بازآفرینی ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تراست باز افرینی ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تراست بازآفرینی مثل فضول را بردند جهنم،گفت هیزمش تراست

مفهوم ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است

بازآفرینی مثل نویسی صفحه ۸۴ مهارت های نوشتاری نهم

در این مطلب از سایت برای شما معنی و مفهوم و همچنین انشای زیبایی درباره ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است را آماده کردیم و آن را باز آفرینی میکنیم

معنی ضرب المثل فضول را بردن جهنم گفت هیزمش تره:

فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تره یعنی چه?

بسیار ایراد گیر و اعتراض کننده

یعنی انسان فضول در هر کاری دخالت میکند و خود را نخود هر آشی میکند

کسی که بی توجه به زمان و مکان در هر کاری دخالت میکند 

فضول به کسی گفته میشود که در هر کاری خود را دخالت میدهد اظهار نظر میکند و دوست دارد از کار همه سر در بیاورد.در این مثل گفته شده که اخلاق آدم فضول طوریست که اگر به خاطر این عادتش به جهنم برده شود آنجا هم دست از این اخلاق زشتش بر نمیدارد

چون خصلت و ذات  انسان فضول اصلاح پذیر نمیباشد با اغراق می گویند حتی در جهنم زمانی که در حال سوختن است نیز دست از وراجی و بیهوده گویی بر نمیدارد 

انشا ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است

باز آفرینی ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تره:

یه روز گاوه پاش می شکنه دیگه نمی تونه بلند شه کشاورز دامپزشک میاره. دامپزشک می گه اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش بایسته باید گاو رو بکشید

گوسفند اینو می شنوه و میره پیش گاوه میگه بلند شو بلند شو اما گاو هیچ حرکتی نمی کنه

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو رو پات بایست باز گاو هر کاری می کنه نمی تونه بایسته رو پاش….

روز سوم دوباره گوسفند می ره میگه سعی کن پاشی و گرنه امروز تموم بشه نتونی روی پاهات وایسی میکشنت.

گاو با هزار تا زور پا میشه..

صبح روز بعد کشاورز میره در طویله و می بینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر می گرده می گه گاو رو پاش وایساده جشن می گیریم… گوسفند رو بکشید

 نتیجه اخلاقی:خودتو نخود هر آشی نکن

 ترجمه ضرب المثل فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تره به انگلیسی:

Curiosity killed the cat. Satisfaction brought it back

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

دانلود انشای صفحه ۶۷ و۶۸ (نوشتن انشا با یکی از شیوه های آغاز و پایان نوشته) انشا صفحه 67 نهم انشا صفحه 67 نگارش نهم انشا صفحه ی 67 پایه نهم پایان انشا با شعر موضوعی را به دلخواه برگزینید انشا با روش پرسش سازی انشا با موضوع دلخواه

پایه نهم صفحه۶۷ موضوعی را به دلخواه برگزینید و با یکی از شیوه های آغازین و پایان نوشته متنی را درباره آن بنویسید

خلقت جهان

تاکنون به خط و خال پروانه دقت کرده ایی؟ یا به گلبرگ ها و ترتیب قرارگرفتن گل ها؟ یا که نه تاکنون به خلقت چگونگی این همه زیبایی اندیشیده ایی؟ کمی که به اطرافت نگاه کنی کاملا متوجه می شویی که خالقی عالم و حکیم داری که برای رفاه و آسایش ما همه چیز خلق کرده و همه چیز را با نظم و ترتیب در کنار هم و مکمل هم قرار داده است

همین فصل بهار را در نظر بگیر که برگ ها ریخته شده ی درختان باری دیگر جوانه می زنند و شگوفه ی درختان همه جا را رنگی می کند و عطر خوشش را همه جا پر می کند و از پس همین شگوفه های زیبا میوه هایی رشد می کنند که شیرینی اش طعم عسل دارد و زیبایی اش همچون جواهرات چشم را نوازش می دهد.

آیا این ها همه نشان دهنده ی خالقی علیم و حکیم نیست که اینگونه جهان را خلق کرده و زیبا آراسته که من و شما در هوایی که بدون آن حتی نمی توانیم دقیقه ایی زنده بمانیم و نفس بکشیم و زندگی کنیم، همین زندگی که روزانه از خواب بیدار می شویم، راه می رویم، کار می کنیم،

غذا می خوریم،می خندیم و گریه می کنیم. این ها همه احساسات و حالاتی است که خداوند در وجود هر کدام از بندگانش نهاده و اینگونه انسان را خلق کرد تا انسان هر ثانیه و هر لحظه اش را با انتخاب خودش زندگی کند زیرا به او عقل داده تا قدرت تصمیم گیری و تفکر و تامل داشته باشد و دست به سوی پروردگار دراز کند و از او کمک و مدد بطلبد. در این مسیری که پیش روی مخلوق خود گذاشته تا اینگونه انسان ها و تمام آفریده ها خلقت او را کامل سازند و در نهایت روزی آن را به اتمام رسانند.

خلقت خداوند آنقدر مبحث طولانی و وسیعی است که هرچه از خلقت های بی شمار آن بگوییم باز کم گفته ایم زیرا که پروردگاری داریم که همه چیز را در اختیار ما گذاشته تا ما کمی در این مسیر پیچ و تاب خورده ی زندگی از آن کمک بگیریم و مقصود هدف نهایی که قربت و رضای خداست دست یابیم. آیا این همه خلقت و آفرینش شکر و سپاس از مخلوقی بی همتا و بی مانند به نام الله ندارد؟

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

انشا درباره فیل و فنجان به کمک راههای پرورش فکر داستان کوتاه درباره فیل و فنجان انشا فیل و فنجان طنز انشا فیل و فنجون انشا در مورد فیل و فنجان طنز انشا طنز درباره ی فیل و فنجان معنی فیل و فنجان انشا درمورد فیل و فنجان با مقدمه و نتیجه

در روزگاران قدیم فیلی قوی جثه در دهکده ای زندگی خود را سپری می کرد .فیل قصه ی ما در راه رفتن به خانه اش احساس تشنگی بسیار زیادی کرد ،ولی هر چه دنبال آب شت پیدا نکرد . درآن هنگام ناگهان چشمش بهفنجانی که مانند الملاس می درخشید افتاد ،پس خیلی زود به طرف فنجان رفت و مشاهده کرد که بله!پر از آب است با خوش حالی خواست که آب رابنوشد همین که آب رانگاه کرد فیلی را داخل آب مشاهده کرد بسیار ترسید وبا تعجب رفت ولی تشنگی چاره ای برایش نگذاشت پس دوباره خواست از آب بنوشد اما باز هم فیل را داخل آب توی فنجان مشاهده کرد در این هنگام مردی که کافر و گناهکار بود از آن حوالی رد می شد که آن صحنه را دید به حیرت فرو رفت وبا دقت به فیل وفنجان پر از آب نگاه  میکرد فیل نیز چند باری کار خود راتکرار کرد.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

انشا در مورد اتوبوس شلوغ طنز انشا در مورد اتوبوس شلوغ خنده دار انشای زیبا در مورد داخل یک اتوبوس شلوغ انشاء درمورد اتوبوس شلوغ انشا طنز داخل اتوبوس شلوغ انشا درباره اتوبوس شلوغ پایه نهم طنز موضوع انشا داخل یک اتوبوس شلوغ انشا در مورد اتوبوس شلوغ پایه نهم

در حالی که تند و تند مشغول خوردن صبحانه بودم ، به درس های امروز فکر می کردم و همینطور به انشاء روز بعد که دبیر ادبیات یک هفته پیش مطرح کرده بود و مربوط بود به یک سفرنامه ؛ او گفته بود : این سفر حتی می تواند از خانه تا مدرسه باشد. راستش اصلا" نمی دانستم که چطور بنویسم و اصلا" در چه مورد بنویسم.

آخرین جرعه چای را که سر کشیدم با عجله از در اتاق بیرون آمدم و با سرعت پله های ساختمان را طی کردم . تازه وقتی که به آخر پله ها رسیدم متوجه صدای مادرم شدم که صدا می زد : "چترو جا گذاشتی" برگشتم ؛ چتر را از دست مادرم گرفتم و راهی شدم.

از در کوچه که پایم را بیرون گذاشتم سرمای توام با برف که از دیشب شروع به بارش کرده بود صورتم را نوازش می داد. هنوز یخ های به جا مانده از بارش چند شب پیش کاملا" آب نشده بود.

سر کوچه رسیدم . ایستگاه اتوبوس شلوغ تر ازروزهای قبل بود. نمی دانم چرا روزهای بارش برف و باران ، به شلوغی ایستگاه افزوده می شود.

مدرسه مان چند ایستگاه پایین تر از خیابانی بود که پشت پارک سر کوچه مان قرارداشت. با خودم فکرکردم که : بهتر است برای اینکه دیر به مدرسه نرسم از وسط پارک رد شوم و آن طرف پارک سوار اتوبوس شوم و به اصطلاح "میان بر" بزنم.

پارک در سطحی پایین تر از سطح خیابان قرار داشت و تقریبا" نوک درختانش همسطح خیابان بود. بنابراین پله های زیادی باید طی می شد تا به سطح پارک رسید. برف تمام پارک را سفیدپوش کرده، شکوه خاصی به آن بخشیده بود. دلم می خواست می توانستم ساعت ها در کنار نرده های پارک بایستم و پارک را از آن بالا با آن درخت های پوشیده از برف که زیر پایم قرار داشت ، تماشا کنم.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

انشا درباره پرواز بدون بال در قالب گزارش انشا پرواز بدون بال در قالب نوشتاری انشا در مورد پرواز بدون بال در قالب نوشتاری انشا درباره پرواز خیالی شعر پرواز بدون بال پرواز بدون بال انشا پایه نهم انشا درباره عاقبت فرار از مدرسه انشا در مورد هدف زندگی

انشا شماره ی یک در مورد پرواز بدون بال: 

حتما تا به حال سوار بر هواپیما در کرانه های آسمان پرواز کرده اید.ولی با شما با این که در درون هواپیما نشسته بودید،لذتی باور نکردنی را بدست آوردید ولی تنها پرندگانی که در آسمان آبی پرواز می کنند می توانند لذت واقعی پرواز را بچشند.تنها این موجودات خداوند هستند که می توانند این احساس سبکی استثنایی را تجربه کنند.در زمان کودکی زمانی که شخصی جان خود را ازدست می داد بزرگتر ها به ما می گفتند که او پرواز کرد و رفت پیش خدا !چه می شد؟چه می شد اگر انسان هم مانند لک لک ،گنجشک و هزاران پرنده ی دیگر انسان هم بال و پری می داشت و همه آدم ها می توانستند این رویای دیرین و کهن بشریت را تجربه کنند.در زمان خردسالی اگر از کودکان سوال کنید که در آینده می خواهند چه شغلی را انتخاب کنند به یقین اکثریت آن ها می گویند که خلبانی را از بقیه کار بیش تر دوست می دارند.بی تردید علت آن که کودکان ذهنیت زیبایی را نسبت به پرواز دارند.بدون شک زمانی که به آسمان آبی و بی انتها نگاه و نظر می کنند عاشقانه خواستار این بودند که لحظه ای جای پرندگان می بودند.

برخی از همین افراد وقتی بزرگ می شوند رویای شیرین خود را بدست فراموشی می سپارند و دنبال کاری دیگر می روند و نه برخی همین عشق به پرواز را در ذهن خود نگه می دارند و به این آرزویشان می رسند.

بعضی دیگر از مردم عارف هم پرواز را دو نوع می بینند:۱-مادی ۲- معنوی

پرواز مادی را به وسیله هواپیما و… انجام می دهند و پرواز معنوی را با عبادات مخلصانه در راه ایزد منان.راه اول راه پرواز به سوی آسمان پر از زیبایی است که مخلوق پروردگار است و راه دوم راهی است که با آن می توان به سوی آفرییننده جهان پر کشید که همین نوع پرواز بهترین پرواز است.

کلام آخر این که همه نوع پرواز زیباست.

آرزوی من این است که:

همانند پرنده ای در آسمان، شناور باشم و مانند عابدی مخلص به سوی خدا پر بکشم.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

----------------------------------------------------------------------------
انشای آماده با موضوعات مختلف.
---------------------------------------------------------------------------------
هرگونه کپی برداری مجازی از مطالب وبلاگ ممنوع و شرعا هم درست نیست.
---------------------------------------------------------------------------------
سایت جواب انشا و نگارش,منبع دانلود انشاء,مرجع تحقیق و جواب انشاء,انشا پایه دهم,انشا جدید,دانلود مقاله جدید,سایت انشای نهم,انشاء هشتم,انشا مرجع انشاء دبیرستان,انشا برای راهنمایی,موضوع انشاءموضوع انشاء,زنگ انشاء,انشاء,انشا,دفتر انشا,نمونه انشاء,نمونه انشاء،آماده زنگ انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء.
---------------------------------------------------------------------------------

دنبال کردن این سایت
جستجو در داخل سایت
| | تبلیغات ویژه سایت | |
شما هم می توانید تبلیغات خود را ثبت کنید. برای ثبت تبلیغات به صفحه تبلیغات در سایت مراجعه کنید.
| | برچسب های انشاء | |
نگارش یازدهم درس چهارم - انشا با طرح گفت و گو انشای نگارش پایه یازدهم انشا با موضوع برف موضوع انشا در مورد فصل پاییز کارگاه نوشتن پایه یازدهم نگارش یازدهم درس دوم نگارش یازدهم - درس دوم موضوع زندگی نگارش یازدهم درس سوم توصیف شخصیت با موضوع رزمی کار نگارش یازدهم درس دوم موضوع گردش خانوادگی مثل نویسی ضرب المثل به زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید نگارش یازدهم درس سوم توصیف شخصیت با موضوع مدرسه نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو با موضوع پدر نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو با موضوع امید واهی نگارش یازدهم درس دوم توصیف بر اساس زمان و مکان با موضوع بووکه بارانه نگارش دوازدهم با موضوع زمان حق نگارش دهم سنجش و مقایسه با موضوع غم و شادی نگارش یازدهم درس اول با موضوع دلتنگی نگارش یازدهم درس دوم عینک نوشتن نگارش دوازدهم با موضوع ماه و ماهی نگارش دهم درس دوم عینک نوشتن با موضوع نماز نگارش دهم درس دوم عینک نوشتن با موضوع پاییز نگارش دهم درس دوم عینک ذهنی با موضوع رشد گیاه نگارش یازدهم گسترش محتوا زمان و مکان با موضوع مراسم عروسی نگارش دوازدهم درس دوم نثر ادبی با موضوع کنکور نگارش دوازدهم درس دوم شعر گردانی عشق شوری در نهاد ما نهاد پاسخ فعالیت های نگارش دوازدهم بازآفرینی ضرب المثل به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقی است انشا دوازدهم با موضوع انتقام انشا دوازدهم با موضوع عشق و نفرت
تمامی حقوق برای اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی محفوظ است . طراحی قالب : نقل بلاگ