انشا پایه هشتم :: اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

سایت خرید انشا،منبع دانلود انشاء،جواب (نگارش و انشا)،مرجع تحقیق و انشاء،انشاءجدید،زنگ جواب انشاء،دفتر انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء،انشاء رایگان

۱۳ مطلب با موضوع «انشا پایه هشتم» ثبت شده است .

تصویر نویسی صفحه 23:

موضوع: روستا در زمستان

زندگی روستایی یکی دیگر از پدیده هاییست که در اطراف ما وجود دارند و اکثر مواقع پیش نیامده تا به آن بیاندیشیم. سرد شدن هوا را بعد از گذر گرما به وضوح احساس میکردم. با ذهنی سرشار از کنجکاوی درباره روستا و روستا نشینان مشغول پرسه زدن در کوچه های خاکی که حال غرق برگ های آتیشن بود بودم. خانه های کاهگلی و آجری توجهم را جلب میکرد به نظر میرسید مردم خودشان این خانه هارا ساخته بودند. سردی در بدن پیچیده بود و مدام میلرزیم. زندگی کردن در این جور جاها مخصوصا برای شهر نشینان ناز نازی واقعا سخت است، اما زیبایی های دلنشین خودش را دارد.زندگی آسوده در این ده و روستا ها چ کویری و چ سرسبز هر کدام زیبایی های خود را دارند و به نحو خود فوق العاده اند.

خش خش برگ های زرد و نارنجی حس لطیفی به فرد منتقل میکند که اینهم بی نظیر است. حال ک فکر میکنم دوست میدارم در چنین جاهایی حیات داشته باشم تا هر صبح که چشمانم را میگشایم هوای پاک وخنک فارق از آلودگی تنفس کنم. درختان نیز منظره زیبایی به وجود آورده بود درختانی که حال دیگر هیچ ثمر و برگی ندارند و تنها اثر باقی مانده از آنها برگ های پاییزیست که زیر پای عابران و رهگذران به صدا در میآیند.

برخی از خانه ها نیز به واسطه پله یا یک پل به همدیگر وصل میشوند. اینجا دگر خانه هایش مانند شهر ها آپارتمانی نیست و کودکان بی گناه میتوانند هر قدر که خواستند در اطراف خانه کودکی کنند. از بوی نان هایی ک میتوان حدس زد دست ساز اند هم که دیگر نگویم، بوهایی که کل فضای روستا را در بر گرفته بود در کل زندگی روستایی سرشار از حس و حال طراوت و تازگیست بی هیچ واهمه ای.

ما نیز میتوانیم بیشتر به این مظاهر زیبایی که گاهی اوقات خیلی به ما نزدیک اند اما به چشم نمی آیند دقت کنیم زیرا اینها همه از خلقت های خداوند مهربان است.

تصویر نویسی صفحه 23:

موضوع: روستا در زمستان

هواسرد است،درختان پوششی ندارند وزمین لباس سفید رنگی برتن کرده،رنگی که درختان را به لرزه انداخته است،رنگی که سکوت را به ما هدیه داده است.

دیگر برفی نمی بارد ،دیگر صدای پرنده ای نمی آید،دیگر خزنده ای نیست درکمین باشد وپرنده ای نیست که از ترس آن فرار کند،تنهاروستایی ست که مردمانش درخانه اند، مردمانی که از سرمای زمستان میترسند وبه خانه پناه برده اند.

خورشید به آسمان آمده است،خودش نیست،گرمایش اینجاست،گرمایی که با تمام توانش درمقابل سرمای زمستان ایستاده است ومی خواهد سرماراشکست دهدوبراو غلبه کند،ولی چه فایده،بالاخره شب میشود،خورشیددرآسمان گم میشودوسرما دوباره باز می گردد،اینبار وقت تلافی ست، تلافی شکستی که سرمای زمستان را دگرگون کرد.

انشایم کوتاه ولی به بلندی شب یلداست که گرمی دل ها سرمای آن شب رااز یاد همه می برد،گرمای دل هایی که خورشیدشان جاودانه است وسکوت زمستان را درهم می شکند.

تصویر نویسی پایه هشتم صفحه 84 مقایسه عکس ها

تصویر شماره اول

کوچ عشایری

گله ی گوسفند ها با همراهی سگ گله که جلودار گله است در بیابان بی آب و علف با رهبری صاحبان خود که سوار بر اسب ها، یکی نوزاد کوچکش را به کول خود بسته است. دونفر دیگر او را در آغوش گرفته و مردی که با لباس بختیاری خود و اسلحه ی آویزان بر دوش خود جلو دار و رهبری کل کاروان را بر عهده گرفته تا در صورت خطر و حمله ی گرگ ها و دزدان از کاروان و گله ی خود محافظت کند و اما این کاروان به قصد سفر یا مهاجرت با کوچ و بار و بندیل خود از میان دشت و بیابان و کوه گذر می کنند و تمام سختی های راه را برای مقصد خود به جان می خرند.

تصویر شماره دوم

اما تصویر شماره دوم دو زن سوار بر اسب را نشان می دهد که لباس های زیبا و خوش رنگی را بر تن کرده اند و هر کدام فرزند خود را در آغوش گرفته اند و مرد به همراه پسر بزرگ خود که در آینده جایگزین مرد خانواده می شود به همراه پدر خود جلودار راه می رود و بار و بندیل خود را به همراه اسب و خر و بز و گوسفند و بره ی خود با خود همراه نموده اند و به قصد سفر یا مهاجرت در کادر تصویر کوچ می کنند.

نظر شما در مورد این تصویر نویسی چه بود؟ نظر بزارید.

مقدمه:مادر یکی از گران قدر ترین عشق ها است. بدون مادر  نمی شود زندگی کرد. مادر ما را به وجود می آورد و با ما پیر می شود  و یکی از دل انگیز ترین نغمه ها، لالایی مادر است.

تنه انشا: مادر برایم   با ارزش ترین کلامی است که همواره تلاقی گر دردها و نگرانی است. مادر برایم چشمانی بی قرار است. مادر همیشه پشوانه ای است که در شادی و غم می توان به آن تکیه کرد. مادران سرزمین من هر کدام به زبانی سخن می گویند. زبان هایی چون:کردی، لری، ترکی و…. و لالایی های آن ها که بیانگر عشق آن ها به کودکانشان است به زبان شیرین محلی شان است.  لالایی مادران در واقع اولین شعرهای نانوشته آن ها است که برای خواباندن فرزندانشان می گویند. آن ها با صدایی محزون و دلنشین که سرشاراز محبت مادری است لالایی هایی به زبان می آورند و فرزندانشان را سرشار  از عشق و شور شیرین خواب می کنند. این سخن بسیار زیباست که گفته اند بهشت زیر پای مادران است. مادر یگانه موجودی است که عشق زیبا را به فرزندش می آموزد و او را با دنیای تازه ای آشنا می کند. لالایی های مادران سرزمین ام سرشار از مفاهیم با شکوهی چون مهر و محبت است. مادر زیباترین پیوند خانوادگی است که در باب آن صدها و هزاران سخن می توان گفت. مادر یا ننه یا مامان که والد طبیعی یا اجتماعی مونث است. واژه ننه که با مادر برابری می کند از ریشه هند و اروپاییnan به معنی مادر و پرستار است. مادر چه درون شکمش و چه بعد از تولد همواره مراقب ما است و همیشه با سخنان زیبایش به ما درس احساس و نیکی می دهد. مادر بعد از تولد کودک با شیر خود او را تغذیه می کند. معمولا شیر مادر تنها غذای نوزاد برای حداقل یک سال است. مادر علاوه بر سرزمین ایران در دیگر کشورها مقدس بود، چه در اساطیر و تاریخ کهن ما و چه حالا که همه جا پیشرفت کرده است. در طول سال روزی که تولد حضرت فاطمه است به عنوان روز زن و مادر شناخته شده است که نشانگر اهمّیت زنان در جامعه است.

نتیجه گیری: همواره باید قدر مادران سرزمینمان را بدانیم. آن هایی که با تمام جانشان از فرزندانشان دفاع می کنند. احترام پدر و مادر یکی از بزرگترین وظایفی است که بر عهده هر فرزند می باشد.

  نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

پایه هشتم حکایت نگاری حاکمی دو گوشش ناشنوا شد…
«حاکمی دو گوشش ناشنواشد. مداوای طبیبان هم اثری نکرد. حاکم از این پیشامد که باعث شد او دیگر صدای هیچ مظلومی را نشنود بسیار ناراحت بود و نمی دانست چه کند. روزی شخص دانایی، نزدش رفت و با اشاره و به کمک نوشتن به او گفت: ای سلطان، چرا غمگین هستید؟ شما یکی از حس های خود را از دست داده اید، خداوند به شما حواس دیگر هم داده است که سالم اند، آنها را به کارگیر. حاکم، کمی اندیشید و گفت: ای حکیم، راست می گویی من از نعمت های دیگر غافل بوده ام».

پادشاه شهری ناگهان دو گوشش ناشنوا شد و دیگر هیچ حرفی را نمی شنوید. همه ی پزشکان و دکتران شهر نیز پادشاه را معاینه کردند اما هیچ کدام از راهکارها نتیجه نداد و پادشاه درمان نشد. حاکم از این اتفاق که موجب شده بود دیگر صدای هیچ انسان مظلوم و نیازمندی را نشنود تا به آنها کمک رساند بسیار ناراحت بود و نمی دانست برای این بیماری چه کند؟! روزی شخص دانا و باهوش و دنیادیده ای به پیش پادشاه رفت و با اشاره و نوشتن منظور و کلام خود را به پادشاه رساند و به او اینگونه گفت: ای سلطان، چرا غمگین و ناراحت هستید؟ شما یکی از حس ها و توانایی های خود را از دست داده اید در حالی که خداوند بزرگ مرتبه به شما حواس دیگر هم داده است که سالم هستند. آن ها را در انجام کارهای خود مورد استفاده قرار دهید. پادشاه کمی فکر کرد و گفت: ای دانشمند، درست می گویی. من از نعمت های دیگر خود غافل بوده ام و آنها را فراموش کرده بوده ام.
نظر شما در مورد این حکایت چه بود ؟ نظر بزارید.
انشای پایه ی هشتم_صفحه /۷۳
برخاستن از خواب در صبح روستا
دریکی از روزهای خوب بهاری درصبح زود در یکی از روستاهای خوب شمال درحالی که زیر لحاف گرم و نرمی که مادربزرگ با دستان پرمهرش دوخته بود با صدای آواز پرندگان و نسیم بهاری که از لا به لایه درختان به شیشه ی پنجره ی اتاقم برخورد می کرد،از خواب بیدار شدم و شتابان با شادی به سمت پنجره ی اتاق رفتم و پنجره را گشودم و با دمی محکم بوی جنگل و گل های روستا و هوای تازه را وارد ریه هایم کردم و بالبخند به خورشیدتابان بالای سرم سلام گفتم و با شورو شوق جوانی به سمت حیاط خانه رفتم و از آب چشمه ی بالای کوه که شیرینی و ناب بودن آب معدنی تازه که زبان زد همه ی شهرو روستا است که جوی روان آن از حیاط خانه ی ما نیز گذر می کند،به صورت خود پاشیدم و باانژی مثبتی که از همه ی زیبایی های اطراف و طبیعت و هوای خوب گرفتم روزم را شروع کردم درحالی که هم چنان لبخند برلب هایم نقش بسته بود و قصد جداشدن از لب هایم را نداشت
نظر شما در مورد این انشا چه بود نظر بزارید.
انشای آزاد تصور ذهنی از عکس
انشا پایه هشتم تصویر سازی صفحه ۵۶
جاده ایی بلند که انتهایش ختم می شود به پیچی که نمی دانم آن سمت  پیچ چه چیزی انتظارمان را می کشد.دره ایی هولناک یا که رودخانه ای پرخروش و یا کوهی به بلندی آسمان. آسمانی که سقف بزرگ جنگل و درختان قاب عکس شده است. جاده ایی طویل که درختان عریان زمستانی بر رویش سایه افکنده اند و از آسمان پر از ابر سیاه برف های سفید مرواریدی شکل بر زمین و بر درختان می نشیند و درختان عریان کم کم پوشیده می شوند از لباس زیبای زمستانیشان که زیبایی آن  را منحصر به فرد می کند.
سکوتی حاکم است بر جنگل و هیچ صدایی به گوش نمی رسد نه پرنده ایی پرواز می کند لابه لای درختان و نه رهگذری می گذرد از این جاده ی زیبا، تنها یک لحظه است و یک قاب عکس گوشه ی اتاق که شاید تصور آن خیلی سخت نباشد اما حس و حال آن با آن همه زیبایی وصف ناشدنی است زیرا مگر می شود زیبایی و نعمت خداوند را دید و زیر لب شکر نگفت.
نظر شما در مورد این انشا چه بود نظر بزارید.
پایه هشتم طعم بستنی یخی صفحه۶۲
انشا در مورد توصیف طعم بستنی یخی
مقدمه: دوران کودکی انسان دورانی شیرین و پر از خاطرات ثبت شده ایی است که با جرقه ایی کوچک آن را به دنیای شیرین پرت می کند و غرق می شود از لحظات شیرینش. جرقه ایی مثل طعم بستنی یخی.
تنه انشاء: بستنی یخی به تنهایی خاطرات بسیاری از پدر و مادر ها و پدربزرگ  و مادربزرگ ها و حتی خود ما را تشکیل داده اند. دقیقا بعد از یک روز گرم تابستانی بعد از سپری کردن روزی سرشار از سختی و گرما، خوردن بستنی یخی صفایی دیگر دارد. طعم های مختلفی مثل پرتقالی و فالوده و طالبی و شاتوت به لذت آن می افزاید و صدای قرچ قرچ آن زیر دندان هایمان روح آدم را جلا می بخشد. طعمش طعم بهشت کوچکی را دارد که با چشیدن مزه ی آن در سرزمین یخی با طعم های مختلف غرق می شویم و طعم آن را در جزء جزء بدن جذب می کنیم و در ذهن و یاد ما این طعم شیرین و یخی ثبت می شود و تبدیل می شود به همان خاطره ی فراموش نشدنی پدران و مادرانمان که دنیای کوچک کودکیمان را شکل می دهند. طعم بستنی یخی حتی در روزهای سرد زمستانی هم به نوبه ی خود لذتی خاص دارد مهم آن است که همراه عزیزانت باشی و تنها دلت گرم باشد آن موقع است که حتی بستنی یخی در برف و سرما و زیر باران هم طعم بی نظیری به خود می گیرد اما بسیاری از آدم ها این را کم عقلی می دانند اما به نظر من این خود نوعی تجربه ی فراموش نشدنی خواهد شد اما این نکته که اصل بستنی یخی در تابستان گرم مورد استفاده است قابل انکار نیست آن طعم خود را دارد و این یک نظر شخصی است. نظر شما چگونه است؟
نتیجه گیری: دقیقا سال ها بعد زمانی که نوه ی عزیزت از سر و کولت بالا می رود تا تو برایش یک بستنی یخی آن هم در گرمای تابستان بخری. تو غرق می شوی در دوران کودکیت و طعم فراموش نشدنی بستنی یخی و آن زمان است که پی به خوشبختی و حال خوب گذشته ات می بری.
نظر شما در مورد این انشا چه بود نظر بزارید.
انشای آزاد تصور ذهنی از عکس
انشا پایه هشتم تصویر سازی صفحه ۵۶
جاده ایی بلند که انتهایش ختم می شود به پیچی که نمی دانم آن سمت  پیچ چه چیزی انتظارمان را می کشد.دره ایی هولناک یا که رودخانه ای پرخروش و یا کوهی به بلندی آسمان. آسمانی که سقف بزرگ جنگل و درختان قاب عکس شده است. جاده ایی طویل که درختان عریان زمستانی بر رویش سایه افکنده اند و از آسمان پر از ابر سیاه برف های سفید مرواریدی شکل بر زمین و بر درختان می نشیند و درختان عریان کم کم پوشیده می شوند از لباس زیبای زمستانیشان که زیبایی آن  را منحصر به فرد می کند.

سکوتی حاکم است بر جنگل و هیچ صدایی به گوش نمی رسد نه پرنده ایی پرواز می کند لابه لای درختان و نه رهگذری می گذرد از این جاده ی زیبا، تنها یک لحظه است و یک قاب عکس گوشه ی اتاق که شاید تصور آن خیلی سخت نباشد اما حس و حال آن با آن همه زیبایی وصف ناشدنی است زیرا مگر می شود زیبایی و نعمت خداوند را دید و زیر لب شکر نگفت.
نظر شما در مورد این انشا چه بود نظر بزارید.
پایه۸_درس۳_صفحه۴۲_دیدن مورچه ای که باری را می کشد
مقدمه:زندگی سرشار از سختی ها است و همواره آدمی در تکاپوست تا این مسیر سخت را برای گذراندن معاش زندگی طی کند. حیوانات نیز این سختی ها را طی می کنند یکی از این حیوانات مورچه است.
تنه: مورچه حشره ای اجتماعی است که در اعماق زمین به صورت گروهی زندگی می کند. آن ها همواره غذای خود را با سختی بسیاری پیدا می کنند در فصل گرم در حال جمع آوری غذا برای فصل سرد هستند. مورچه ها همواره باری بیش از اندازه ظرفیت خود را حمل می کنند. هر گاه مورچه ای را با  بار زیاد می بینیم یاد این سخن زیبا می افتم که می گوید: میازار موری که دانه کش است      که جان دارد و جان شیرین خوش است
مورچه ها در تمام طول زندگی خود سختی می کشند، بارها غذایشان می افتد و دوباره تلاش می کنند. انگار از این مسیر زندگی خسته نمی شوند. آن ها همیشه امیدوارند هر چند راهی که برای رسیدن به لانه یا غذا طی می کنند سخت باشد باز هم باتلاش بسیار ادامه می دهند و به آسانی دست نمی کشند. مورچه ها همواره با کمک شاخک های خود با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند آن ها به صورت اجتماعی زندگی می کنند و در بین آن ها تقسیم کار وجود دارد. مورچه ها همواره از لانه ی خود، از غذای خود و از هم دیگر مراقبت و محافظت می کنند. مورچه ها یکی از شگفت انگیزترین موجودات هستند که درس های بزرگی می دهند. هرگاه مورچه ای را می بینم اوج عظمت خلقت خداوند به یادم می آید که چه نظم و قدرتی در مورچه نهاده است. این موجود علاوه بر تلاش برای بقای خود، برای بقای دیگر هم نوعانش نیز تلاش می کند. در قرآن به مورچه با نام نمل اشاره شده است. بعضی از مورچه ها گوشت خوار و بعضی گیاه خوار هستند. مورچه ها بینی ندارند، ولی حس بویایی قوی دارند. بیاییم همواره به این حیوان زیبا و کوشا احترام بگذاریم و در صدد آزار او برنیاییم.
نتیجه گیری: مورچه ها با باری که می کشند به ما درس تلاش و پیشکار را گوش زد می کنند. آن ها در همه لحظات زندگی کار می کنند و از تلاش دست نمی کشند، آن ها درس های بزرگی به انسان ها می دهند.
انشا در مورد دیدن مورچه ای که باری را می کشد
انشا جدیددر مورد دیدن مورچه ای که باری را می کشد
نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟نظر بزارید
اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

----------------------------------------------------------------------------
انشای آماده با موضوعات مختلف.
---------------------------------------------------------------------------------
هرگونه کپی برداری مجازی از مطالب وبلاگ ممنوع و شرعا هم درست نیست.
---------------------------------------------------------------------------------
سایت جواب انشا و نگارش,منبع دانلود انشاء,مرجع تحقیق و جواب انشاء,انشا پایه دهم,انشا جدید,دانلود مقاله جدید,سایت انشای نهم,انشاء هشتم,انشا مرجع انشاء دبیرستان,انشا برای راهنمایی,موضوع انشاءموضوع انشاء,زنگ انشاء,انشاء,انشا,دفتر انشا,نمونه انشاء,نمونه انشاء،آماده زنگ انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء.
---------------------------------------------------------------------------------

دنبال کردن این سایت
جستجو در داخل سایت
| | تبلیغات ویژه سایت | |
شما هم می توانید تبلیغات خود را ثبت کنید. برای ثبت تبلیغات به صفحه تبلیغات در سایت مراجعه کنید.
| | برچسب های انشاء | |
نگارش یازدهم درس چهارم - انشا با طرح گفت و گو انشای نگارش پایه یازدهم انشا با موضوع برف موضوع انشا در مورد فصل پاییز کارگاه نوشتن پایه یازدهم نگارش یازدهم درس دوم نگارش یازدهم - درس دوم موضوع زندگی نگارش یازدهم درس سوم توصیف شخصیت با موضوع رزمی کار نگارش یازدهم درس دوم موضوع گردش خانوادگی مثل نویسی ضرب المثل به زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید نگارش یازدهم درس سوم توصیف شخصیت با موضوع مدرسه نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو با موضوع پدر نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو با موضوع امید واهی نگارش یازدهم درس دوم توصیف بر اساس زمان و مکان با موضوع بووکه بارانه نگارش دوازدهم با موضوع زمان حق نگارش دهم سنجش و مقایسه با موضوع غم و شادی نگارش یازدهم درس اول با موضوع دلتنگی نگارش یازدهم درس دوم عینک نوشتن نگارش دوازدهم با موضوع ماه و ماهی نگارش دهم درس دوم عینک نوشتن با موضوع نماز نگارش دهم درس دوم عینک نوشتن با موضوع پاییز نگارش دهم درس دوم عینک ذهنی با موضوع رشد گیاه نگارش یازدهم گسترش محتوا زمان و مکان با موضوع مراسم عروسی نگارش دوازدهم درس دوم نثر ادبی با موضوع کنکور نگارش دوازدهم درس دوم شعر گردانی عشق شوری در نهاد ما نهاد پاسخ فعالیت های نگارش دوازدهم بازآفرینی ضرب المثل به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقی است انشا دوازدهم با موضوع انتقام انشا دوازدهم با موضوع عشق و نفرت
تمامی حقوق برای اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی محفوظ است . طراحی قالب : نقل بلاگ