انشا پایه هفتم :: اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

سایت خرید انشا،منبع دانلود انشاء،جواب (نگارش و انشا)،مرجع تحقیق و انشاء،انشاءجدید،زنگ جواب انشاء،دفتر انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء،انشاء رایگان

۱۳۸ مطلب با موضوع «انشا پایه هفتم» ثبت شده است .
انشای خانه - مهارت های نوشتاری هفتم
خانه محل آرامش است. مکانی است برای جمع شدن خانواده دورهم و گذراندن ساعت هایی خوش و خرم بعد از یک روز سخت و پرکار. خانه جایی است که بیشتر از هرجای دیگر به آن احساس تعلق داری‌. با این اوضاف خانه ی من ذهن من است‌.
مهمترین بخش هر خانه ای آشپزخانه اش است، آشپزخانه ی ذهن من هم بزرگ است و هم شلوغ. یخچال بزرگی دارم که تا خرخره با کلمات پرش کرده ام. یک سری حروف اضافه هم در جا تخمه مرغی گذاشته ام. اجاق گاز بی وقفه روشن است و جمله ها درونش قل قل می کنند، زیر شعله را کم می کنم تا خوب جا بیفتند. ظرف شویی ام هم پر شده با قاشق چنگال هایی که به کتاب ها ناخنک زده اند. بیشتر وقتم را در همین آشپزخانه سپری می کنم و درست مثل یک زن چاق خانه دار برای چند میلیون بچه ای که خیلی هایشان اصلا دوستم ندارند غذا می پزم.
پذیرایی ذهنم کوچک اما دنج و دلنشین است. دو تا صندلی راحتی گذاشته ام برای خودم و هرکسی که بخواهم مهمان ذهنم شود. شومینه را روشن نگه می دارم تا هم دل هایمان گرم تر شود هم صحبت هایمان صمیمی تر. از دیوارش قشنگ ترین تابلوهای جهان را آویزان کرده ام. نقاشی هایی که هیچکس نکشیده و عکس هایی که هیچ وقت گرفته نشده اند. مثل آن یکی که لبخند گنده ی پدر هنگام دادن قاچ کردن هندوانه ی قرمز و شیرین را نشان می دهد‌.
چون در این خانه تنها زندگی می کنم فقط یک اتاق دارم. جز یک تخت بزرگ بنفش و پرده های تیره مخملی چیزی در این اتاق پیدا نمی کنی. وقت هایی که تب می کنم، هذیان می گویم و دیگر تحمل خودم را هم ندارم، پناه می آورم به این اتاق؛ زیر پتو قایم می شوم و ساعت ها اشک می ریزم. بدون اینکه کسی مرا ببیند. بعد که آرام می شوم پرده ها را کنار می زنم و خیره می شوم به درخت های توت حیاط پشتی. همان درخت هایی که با دست خودم کاشته ام و هر روز بهشان آب داده ام. آن موقع است که یک لبخند گنده می نشیند روی لب هایم.
خانه ی من در بالاشهر نیست. اصلا در هیچ شهری نیست. همسایه ای ندارم و مهمان هایی که آمده اند هم بیشتر از یکی دو روز نتوانسته اند بمانند. اوایل فکر می کردم تنهایی اذیتم می کند اما اینطور نشد. من در تنهایی خودم رشد کردم. دستپخت خودم را خوردم، خانه تکانی کردم، خندیدم و زندگی کردم. ذهن من جایی است که بیشتر از هرجای دیگری به آن احساس تعلق دارم. 

سیل اشک بی امان از چشم هایم سرازیر می شد. در حال خودم نبودم. خاک سرد رو به رویم بود و پارچه ی سیاهی که روی قبر مادرم کشیده بودند. صدای جیغ و شیون زنان بلند بود. داشتند صورت هایشان را خراش می دادند و خاک را بر سر و روی خود می ریختند. اما من، فقط یک آرزو داشتم؛ کاش روزهای بودن مادرم دوباره تکرار می شدند. ناگهان همه جا در سکوت فرو رفت. پری آرزوها رو به رویم قرار گرفت و گفت :«فقط حق داری یک روز را انتخاب کنی.»

قلبم شروع کرد به تند تند تپیدن. جانی دوباره گرفته بودم. لب های یخ زده ام آرام آرام حرکت کردند. صدایم بعد از آن همه گریه و زاری خش دار و گرفته شده بود:«من... من میتونم یک روز رو با مادرم بگذرونم؟» پری آرزوها با سر تایید کرد. تا آمدم لبخند بزنم تازه یادم افتاد باید انتخاب کنم. اما کدام روز؟ کدلم روز بود که بیشتر از همه دلم برایش تنگ میشد؟

اول از همه فکرم رفت به سمت جشن ها مهمانی ها، بعد دیدم این روزها را بیشتر کنار دوستانم گذرانده ام تا خانواده ام. مادرم هم اگر بوده بیشتر مشغول تدارکات مهمانی بوده و تمام مدت مشغول رسیدگی به کارهای خانه بوده تا به ما بیشتر خوش بگذرد. از یادآوری این موضوع غصه ام گرفت. به روز مادر فکر کردم. چند سال اخیر که حسابی سرم شلوغ بود و فقط تلفنی تبریک گفتم. اما سال ها قبل... آن سال که با تمام پول تو جیبی ام یک روسری قرمز گلدار خریدم و بعدا فهمیدم مادرم هیچوقت لباسی با این رنگ های جیغ نمی پوشد؛ هیچ لباسی بجز روسری گلدار قرمز من.

دهانم را باز کردم که دوباره دلم به آشوب افتاد. نمی خواستم روز اشتباهی را انتخاب کنم. با خودم گفتم :«اگر بشود آن روز را طور دیگری گذراند چطور؟» تصویر تمام مشاجرات و دعواهایم با مادر جلوی چشمم ردیف می شد. اگر می توانستم در هر کدام از این روزها را برایش جبران کنم و این بار بچه ی عاقلی باشم که بی دلیل لج بازی نمی کند و قدر زحمت هایش را می داند. تاریخ یک پنج شنبه ی بارانی را بر زبان آوردم و پری آرزوها چوب دستی اش را در هوا تکان داد. من در زمان سفر کردم.

کتابخانه ها قفسه های جداگانه دارند تا بتوان کتاب ها را بر اساس رده سنی یا موضوعشان طبقه بندی کرد. خود کتاب ها هم فصل های مجزایی دارند  که در کنار هم یک داستان را تشکیل می دهند. همانطور که خداوند یکتا فصل هایی برای هر سال در نظر گرفته است. یکی از این فصل های زیبا پاییز است
پاییز فصل شعر و شاعری است، فصل رقص برگ های رنگارنگ درخت در باد. پاییز فصل احساسات است. در پاییز آدم ها همراه ابرهای بارور می گریند؛ دلشان را سبک می کنند و بعد همراه با باد رهسپار سرزمین های دوردست فردا می شوند تا روزهای بهتری را بسازند. در پاییز است که هر شاعر پشت پنجره ی اتاقش می نشیند، قهوه ی تلخی را می نوشد و معجزات آن سوی پنجره را تبدیل به کلمه می کند.
من پاییز را دوست دارم. دوست دارم چون بوی مدرسه را می دهد، بوی ماه مهربانی، بوی کتاب تازه و شوق جلد کردنش، اولین مشق و اولین دوست داشتن ها. صدای شرشر باران همانقدر مرا به وجد می آورد که گلی شدن کفش هایم و شالاپ شالاپ دویدن ها روی گودال های آب.
عجب حرفی زدم! همه پاییز را دوست دارند، یا حداقل ادعا می کنند که دوست دارند. این مردم همیشه از عشق و مهر حرف می زنند اما هیچوقت دست در دست نسیم نمی دهند و دل هایشان به سرخی برگ های پاییزی نیست. آدم ها حتی باران را دوست ندارند. وگرنه بجای سیراب شدن از نعمت های الهی چتر را بالای سرشان نمی گرفتند. پاییز دیوانه کننده ترین فصل از کتاب سال است. کاش بیشتر قدرش را می دانستیم.

انشا تیم والیبال کلاس ما پایه هفتم

انشا تیم والیبال کلاس ما پایه هفتم

انشا هفتم درمورد تیم والیبال کلاس ما

مقدمه:مدرسه عامل و سبب بسیاری از فعالیت های علمی و فرهنگی و پژوهشی است که دانش آموزان با استعداد مربوط به رشته های خاص انتخاب می شوند و ایفای نقش می کنند. مثل تیم های فوتبال و والیبال و شطرنج و فعالیت های قرآنی و آزمون های المپیکی و هنری.

تنه ی انشا:همان طور که گفته شد هر مدرسه ایی بنا بر استعدادهای دانش آموزان خود تیم های تشکیل می دهد و آن را در بالین خود می پروراند و به آن بال و پر می دهد تا دانش آموزان در مهد علم و دانش پیشرفت کنند و پله های ترقی را از همان کودکی به واسطه ی مدرسه که خانه ی دوم ما است بیاموزد و پیش برود ما نیز همانند خیلی از مدارس دیگر تیم والیبالی تشکیل داده ایم که تیم کلاس ما از نظر رتبه و توانایی ، رتبه نخست را از آن خود کرده است که در زنگ های تفریح و زنگ های ورزش تمام وقت و فکر ما مشغول تمرین و آمادگی جسمانی برای مسابقات و بهتر شدن تیم سپری می شود. تیم والیبال کلاس ما تشکیل شده از شش نفر اصلی و شش نفر فرعی یا ذخیره که ما دوازده نفر در زمان هایی که گفته شد در مقابل همدیگر بازی می کنیم تا علاوه بر تمرین و تکرار و آمادگی بهتر دوازده نفر، باعث سرگرمی و طی کردن اوقات فراغت سالم و شاد و هیجان انگیزی باشد. البته تیم والیبال کلاس ما در طی چند سال اخیر کاپ های قهرمانی و مدال های زیادی را از آن خود کرده است و تقدیر و تشکر فراوانی نیز از طرف مدرسه از ما شده است. که این به تنهایی موجب افتخار ما است و امتداد دهنده ی راهی روشن برای تشکیل و ساختن آینده ایی روشن تا که در فرداهای بعدی در مقام های بالاتری تیم والیبال کلاس ما بیشتر بدرخشد و مدال ها و کاپ های درخشان تری را از آن خود و کشور خود کند.

نتیجه گیری:پیروزی های کوچک موجب پیروزی های بزرگ می شود. یک سو امید کوچک باعث باز شدن دریچه ی بزرگ تری از امید می شود تنها کمی تلاش می خواهد و ایمانی بزرگ و دلی پر از آرزو های زیبا.

انشا تیم والیبال کلاس ما نگارش هفتم

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

انشا در مورد ناخن پایه هفتم

انشا درمورد ناخن با مقدمه و نتیجه گیری

انشا درمورد ناخن پایه هفتم با رعایت ساختمان بند

مقدمه:ناخن یکی از اعضای بدن انسان است که روی انگشت های دست و پا شکل می گیرد که تغذیه ی عمده ی آن از بدن از طریق ویتامین و کلسیم می باشد.

تنه انشا:همان طور که در مقدمه انشا گفته شد ناخن یکی از اعضای بدن انسان است که روی انگشت قرار می گیرد و انگشتان توسط ناخن اجسام و وسیله ها را می توانند جابه جا کنند و از آنجایی که در سلول به سلول بدن ما تدبیر و تفکر شده،  ناخن نیز عضوی است که در صورت نبودن آن کار و استفاده از انگشت سخت و یا غیرممکن می شود. اما  همواره باید از ناخن های خود مراقب کنیم و نظافت لازم را انجام دهیم. زیرا انگشت و ناخن اعضایی هستند که مستقیما با دهان ارتباط دارند و هنگام خوردن غذا همه ی میکروب های روی دست و زیر ناخن ها همراه غذا وارد بدن ما می شود . بسیاری از بیماری ها از طریق ناخن وارد بدن می شود. بنابراین نظافت لازم  باید انجام شود و هفتگی ناخن ها گرفته شود و قبل از خوردن غذا نیز خوب دست ها شسته شود. ناخن علاوه بر این کاربرد موجب زیبایی انگشتان دست می شود و این امر نشان دهنده دقت بسیار ریزبین پروردگار می باشد. بنابراین برای داشتن ناخنی بهتر و زیباتر باید علاوه بر نظافت از شیر و لبینات استفاده کنیم.

نتیجه گیری:ناخن وسیله ای برای راحت تر انجام دادن کارها است و حتما  باید نظافت و پاکیزگی آن را رعایت کرد زیرا ناخن کثیف یکی از رایج ترین و آشکارترین ناقل ویروس ها و میکروب ها در بدن و ایجاد مریضی می باشد.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

بازنویسی حکایت شخصی شتر گم کرد

انشا حکایت شخصی شتر گم کرد

حکایت شخصی شتری گم کرده بود جدید

«شخصی شتر، گم کرد. سوگند خورد که اگر شتر را پیدا کند آن را به یک درم بفروشد. چون شتر را یافت از سوگند خود پشیمان شد. برای آنکه سوگند خود را نشکند گربه ای را در گردن شتر آویخته و بانگ زد: که چه کسی می خرد؟ شتری را به یک درم و گربه ای را به صد درم. اما هر دو را با هم می فروشم. شخصی آنجا بود؛ گفت: این شتر ارزان بود؛اگر این گربه را در گردن نداشت»

شخصی شتر خود را گم کرده بود. قسم خورد که اگر شتر خود را پیدا کند آن را به یک درم بفروشد(به ازای مبلغی بسیار ناچیز) اما بعد از مدتی که شتر خود را پیدا کرد از قسم و قول و قرار خود پشیمان شد. کمی فکر کرد و نقشه ایی کشید. اینگونه که گربه ایی را در گردن شتر آویخت و فریاد زد که چه کسی این را می خرد؟! شتر را به یک درم می فروشم و گربه ای را به صد درم! اما هر دو را با هم می فروشم. شخصی آنجا بود گفت: این شتر ارزان است اما اگر گربه ای به گردن آن آویخته نبود.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

مقایسه دو تصویر صفحه ۵۵ درس ۴ پایه هفتم

مقایسه دو تصویر صفحه ۵۵ درس ۴ پایه هفتم

در تصویر یک یا بالا ما شهری پر رفت و آمد با فضایی پر از هرج و مرج در فصل زیبای پاییز با برگ های رقصان در آسمان و پراکنده بر روی زمین و درختان رنگارنگ که هر کدام رنگی خاص گرفته است می بینیم. درشکه یی که پسرکی جوان آن را با باری می کشد. باد پاییزی می وزد و مردم لباس های گرم پوشیده اند و پشت ویترین های مغازه نیز لباس های پاییزی برای فروش گذاشته اند. کودکان لباس های فرم مدرسه پوشیده اند و مدرسه می روند. مردم کنار خیابان بساط پهن کرده اند و میوه و اجناس خود را به فروش می رسانند و کشاورز ان در مزرعه های خود مشغول اند و بر روی زمین ها با موتورهای کشاورزی کار می کنند و بچه ها نیز از این باد استفاده می کنند و بادبادک های خود را در آسمان به رقص درآورده اند.

تصویر شماره ۲ یا پایین شهر سرسبز و زیبایی را در فصل تابستان که مردم و کودکان را در دوره تعطیلات و خوش گذرانی تابستانی نشان می دهد. کودکانی که با شادی و هلهله در کنار خیابان و پارک بازی می کنند، لی لی می کنند و بادکنک می خرند و با شادی و خنده بازی می کنند. در پشت ویترین های مغازه ها لباس های تابستانی به فروش می رسد و مردم و بازاری ها در کنار خیابان اجناس خود را به فروش می رسانند. تابستان است و شنا و آب بازی و همان طور که در تصویر می بینیم چند نفری در دریاچه آب بازی می کنند و در گوشه ایی دیگر مردم کشاورز محصولات کاشته شده ی خود را به وسیله ی وسایل مخصوص کشاورزی برداشت می کنند و مردم از این تعطیلات و هوای خوب کمال لذّت و استفاده را می برند و به پیاده روی و گشت و گذار می پردازند.

مقایسه دو تصویر صفحه ۵۵ درس ۴ پایه هفتم

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

انشا در مورد درد دندان پایه هفتم

انشا در مورد درد دندان پایه هفتم

مقدمه:آسیب رسیدن هر نقطه از اعضای بدن انسان موجب درد و مریضی می شود که دندان درد نیز یکی از همان دردهایی است که بسیار تحمل کردن آن سخت و دشوار  می باشد.

تنه انشا:دندان عضوی از بدن برای جویدن و خوب هضم کردن غذا است که در دهان قرار گرفته و انواع و اقسام مختلف دارد. مثل دندان آسیاب و نیش و پیشین که هر کدام وظیفه ایی را برعهده دارند و این ها نیز نشانه ی تدبیر بی کران خداوند است که برای تک تک انسان ها این قابلیت را قرار داده است. ما در سن۶ ماهگی اولین دندانمان از لثه بیرون می آیدکه تا سن ۹ سالگی یا حداگثر۱۰ سالگی دندان های شیری داریم و بعد از آن دندان اصلی رشد می کند. به طوری که ما از همان سن۳ سالگی درد دندان را تجربه می کنیم و تا آخرین دندانی که در دهانمان وجود دارد این درد همراه ما است. دندان روی لثه ما وجود دارد و  عصب در تمام اعضای ما رشته های آن منشعب شده و در زیر دندان ها نیز مشهود است. زمانی که دندان ما درد می کند این درد در تمام عصب پخش شده به گونه ایی که تمام اعضای بدن درد می کند و در تمام گوشت و استخوان رسوخ کرده و آدمی را سرشار از درد می کند. تحمل این درد بسیار سخت است  و صبر بسیار زیادی را می طلبد. من به شخصه درد دندان را به عنوان یکی از دردهای بسیار وحشتناک و طاقت فرسا می دانم و تحمل این درد را ندارم و همیشه بلافاصله بعد از شروع درد هر چه سریع تر به دندان پزشک مراجعه می کنم و آن را ترمیم یا می کشم.

نتیجه گیری:

چو عضوی به درد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار

هر عضوی که درد بگیرد مانند تکه های پازل سایر نقاط بدن را نیز مختل می کند و موجب می شود دیگر اعضای بدن نیز درد بگیرد و به درستی وظیفه ی خود را انجام ندهند. درد دندان نیز از این قضیه مستثنی نمی باشد.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

------------------------------------------------------------------------
انشای آماده با موضوعات مختلف.
---------------------------------------------------------------------------
سایت جواب انشا و نگارش,منبع دانلود انشاء,مرجع تحقیق و جواب انشاء,انشا پایه دهم,انشا جدید,دانلود مقاله جدید,سایت انشای نهم,انشاء هشتم,انشا مرجع انشاء دبیرستان,انشا برای راهنمایی,موضوع انشاءموضوع انشاء,زنگ انشاء,انشاء,انشا,دفتر انشا,نمونه انشاء,نمونه انشاء،آماده زنگ انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء.
---------------------------------------------------------------------------
توجه : تعدادی از مطالب سایت از دیگر سایت هایی مانند سایت انشاباز و سایت نمونه انشا با موضوعات مختلف و... جمع اوری شده است.

دنبال کردن این سایت
جستجو در داخل سایت
| | تبلیغات ویژه سایت | |
| | طبقه بندی موضوعی | |
رپورتاژ اگهی ۲۲ انشا عمومی ۲۹۱ انشا پایه چهارم ۶ انشا پایه پنجم ۳۰ انشا پایه ششم ۲۴ انشا پایه هفتم ۱۳۸ انشا پایه هشتم ۲۱۰ انشا پایه نهم ۲۱۸ انشا پایه دهم ۱۸۰ انشا پایه یازدهم ۱۰۵ انشا پایه دوازدهم ۱۱۱ انشا درخواستی از کاربران ۱۰ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه اول ۶ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه دوم ۹ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه سوم ۱۳ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه چهارم ۱۲ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه ششم ۹۴ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه هفتم ۱۸ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه هشتم ۲۰ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه نهم ۵۰ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه دهم ۱۷ سوالات امتحانی درس نگارش برای تمامی پایه های تحصیلی ۳ عربی پایه دهم ۰
تمامی حقوق برای اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی محفوظ است .