انشا پایه یازدهم :: اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

سایت خرید انشا،منبع دانلود انشاء،جواب (نگارش و انشا)،مرجع تحقیق و انشاء،انشاءجدید،زنگ جواب انشاء،دفتر انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء،انشاء رایگان

۱۰۵ مطلب با موضوع «انشا پایه یازدهم» ثبت شده است .

نگارش دهم درس اول با موضوع ساعت

نگارش دهم درس اول با موضوع ساعت

نگارش - نگارش دهم - انشا با موضوع ساعت - انشا - انشا چه بنویسم - انشاء - انشای آماده - انشا نویسی - نمونه انشاء - نگارش دهم درس اول

≡ ساعت چیست؟!

≡ ساعت ها چگونه کار می‌کنند؟!

≡ سازنده ساعت چه کسی بوده؟!

≡ اگر ساعت نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟!

≡ اولین ساعت ساخته شده چه ساعتی بوده؟!

≡ در طول زمان چه ساعت هایی ساخته شده؟!

√ ساعت چیست؟!

√ اگر ساعت نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟

√ اولین ساعت ساخته شده چه ساعتی بوده؟

{﷽‌‌}

عقربه های ساعت پشت سر هم کجا می‌روند؟!

با این سرعت دنبال چه می‌گردند؟!

بیهوده نگردید!

چیزی برای یافتن نیست!|♡|

در طول تاریخ انسان‌ها ابداعات و اکتشافات زیادی را به‌نام خود ثبت کرده‌اند،یکی از این ابداعات وسیله‌ای است به‌نام ساعت.

ساعت ابزاری کاربردی است که زمان را به ما نشان می‌دهد و به ما این امکان را می‌دهد که بتوانیم برای زندگی و کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم.

ساعت ها انواع گوناگونی دارند‌ و انسان ها در گذشته از ساعت هایی استفاده می‌کردند که شباهت چندانی به ساعت های زمان ما نداشتند.

اجداد ما از ساعت هایی با نام های:

ساعت آفتابی ، ساعت آبی ، ساعت شمعی و ... استفاده می‌کردند.

ساعت آفتابی شاید اولین ساعتی بوده که ساخته شده و همانطور که از نامش پیداست با خورشید کار می‌کند،اینگونه که یک میله یا چوب را در زمین فرو می‌کنند و با حرکت خورشید سایهٔ این چوب در جهات مختلف قرار می‌گیرد و می‌تواند زمان را دست و پا شکسته نشان دهد.

اما تاحالا به اینکه اگر ساعت و زمان وجود نداشته باشد فکر کرده‌اید؟!

شاید فکر کردن به این سوال برای بعضی ها ترسناک باشد و بعضی دیگر بی تفاوت از کنار این سوال گذر کنند.

دسته اول آدم هایی هستند که مشغله های زیادی دارند و زندگی آنها برنامه ریزی خاصی دارد و شاید برای هر لحظه‌شان برنامه دارند و نبود ساعت شاید زندگی آنها را مختل کند و نتوانند کارهای روزمره‌شان را انجام دهند.

ساعت ها با تیک تاکشان به ما خبر می‌دهند که زندگی چه سریع می‌‌گذرد و باید قدر لحظه هایمان را بدانیم.🍁🍂

انشا با موضوع کرونا با ما چه کرد

انشا با موضوع کرونا با ما چه کرد

انشا در مورد ویروس کرونا - انشا موضوع ویروس کرونا - نگارش دهم - نگارش دوازدهم - نگارش یازدهم - نگارش - انشا - انشاء - انشای آماده - انشا نویسی

بسمه تعالی

سکوتی مهتابی اما یخ زده،فضای شهر را فراگرفته است.

گویا هیچکس روی کره ی خاکی وجود ندارد! تا به این کره ی خاکی ثبات بخشد و یا شاید تمامی ساکنین زمین را خواب شیشه ای فراگرفته است اما خوب که گوش می کنم از پس این لایه های تاریک و مخوف و پر سکوت صدا هایی به گوش می آید،صدا هایی که پوست شب را می شکافد، صدای ترک برداشتن دل های پر درد و قلب های مریض و غمگین.

پیش از آنکه ویروس کوید_۱۹ جهان را در بر گیرد، من فقط نفس می کشیدم و روال تکراری روزهایم را بدون هیچ انگیزه و هدفی می گذراندم!

وقتی کرونا آمد به همه مان ثابت شد که جدایِ از اینکه نیاز است مراقب خودمان باشیم،حواسمان به دیگران نیز باشد. تا جایی که یادم می آید چنین محافظتِ جمعی برای بقا را نه دیده ک نه شنیده بودم. شاید ترس از مرگ بود که باعث می شد به هم محبت بیشتری کنیم و حواسمان به هم بیشتر باشد.

من الان فقط نفس نمی کشم،زندگی می کنم، باعشق و با لذت هرچند با مراقبت.

این چند ماه که با این بیماری خوفناک گذشت خیلی جاها ترکیبِ "عشق سال های وبا " تکرار شد، حتی شعر هم برایش گفتند و جای وبا را با کرونا عوض کردند.

ترس آدم ها را عوض می کند.همانطور که عشق. و وای به روزی که هم از مرگ ترس داشته باشیم و هم عاشق زندگی باشیم.

اما به وضوح آثار خستگی در چهره ی تک به تک افراد دیده میشود. چند ماه است که کرونا آمده؟هفت ماه؟ هشت ماه؟ از چه خسته شده ایم؟ آیا واقعا خسته شده ایم‌یا هنوز عمق فاجعه را درک‌نکرده ایم؟

کاش درک کنیم و کاش مراقب باشیم این ماه ها به سال ها ارتقا نیابد.

نگارش یازدهم درس دوم با موضوع پاییز

نگارش یازدهم درس دوم با موضوع پاییز

نگارش یازدهم درس دوم - نگارش - نگارش یازدهم - نوشتن انشا - انشا - انشا چه بنویسم - انشاء - انشای آماده - انشا نویسی - نمونه انشاء

سلام ماهرو،

دارد پاییز میرسد.کاش تو برگ صنوبری تنها بودی که در راه خانه جلویِ پایم می افتد.

و کاش من عابرِ خسته ای نبودم و تو را برمیداشتم و در جیب کوچک پیراهنم میگذاشتم.

این سرزمین بی تو هر روزش شب است و هر فصلش پاییز؛اینجا عید که میشود هنوز آبان است،

بعد رفتنت همه چیز فرق کرده است،من دیگر زیرِ لب نمیخوانم:باغِ بی برگیً؛

خنده اش خونیست اشک امیز

پادشاهِ فصل ها پاییز.

دیگر مدت هاست با انگشتانِ بیگناهم خونِ انار ها را نمیریزم هسته ی پرتقال ها را جدا نمیکنم.

دیگر گونی گونی دلتنگی نارنجی را با جارو از تهِ حیاط جمع نمیکنم که بندازمشان در انباری.

ماهرو_

مامان میگوید:باران رحمت است،میگوید وقتی میبارد انگار از هر قطره اش برکت نازل می‌شود.

من فکر میکنم باران،خیسی رخت های فرشتگان است که از بند رختِ آسمان اویزان شده اند.

میدانی ،دیگر وقتش است درختان پر شکوفه بادام را فراموش کنی و خود را به فصلی بسپاری که باران ببارد انار که هیچ،سنگ هم اگر باشی دلت ترک می‌خورد.

شب هایِ بلند پاییز در راه است و ما چقدر دلتنگ گرمایِ بخاری هاییم.

چقدر قلبمان محتاجِ کاسه های رنگی و دانه دانه کردنِ انار هاست.

چقدر دلمان لک زده برایِ دست نوازش گر باد بر سرِ گیسوانِ درختان.

چقدر دلتنگ پاییزیم.

خِش خِش صدایِ پای خزان است یک نفر؛

در را به رویِ حضرت پاییز وا کند...

نگارش یازدهم درس اول موضوع توصیف پاییز ساختار بیرونی داستان گونه

نگارش یازدهم درس اول

موضوع توصیف پاییز

ساختار بیرونی داستان گونه

نگارش یازدهم - نگارش یازدهم درس اول - نگارش - نگارش دهم - نوشتن انشا در مورد موضوع فصل پاییز - نوشتن انشا - انشا - انشاء - انشای آماده - انشا نویسی

مقدمه: چشمانم را می بندم این بار قرار است به کجا بروم ؟در آنجا شادم یا بازهم غمگینم؟سرزمینی سحر آمیز است،جایی که درختان در آغوش خاک قرار دارند.

بند میانی: از درختی بالا می روم تا شاخه ای را که در این فصل میوه اش نشد دلداری دهم. باد میپیچد و بر گونه ام دست میکشد.برگ ها را کنار می زند ،خزان را به من می سپارد و می رود. باد پاییزی هوهو کنان مرگ برگ هارا خبر می دهد. این برگ هارا رها کن پروانه نمی شوند فقط در آرزوی بادو خزان بر شاخه ها می لرزند. رها شو ای برگ،راز های جهان بدون خزان ناچیزند ،رها شو ای تقویم بگذار این باد با لبانش تو را ورق بزند. در خوابم درختان را پشت سر هم کاشته اند تا باغ ها در خزان خالی نمانند . گنجشکی شاخه به شاخه نزدیک میشود در میان شاخه ها کمین کرده و جیرجیرک را می بلعد . جیرجیرک من نگران نباش فردادان گنجشک با صدای تو اواز خواهد خواند . با صدای گنجشک مورچگان جفت گیریشان را رها میکنند ،صوت بلبل در گوش گل نمی ماند ،ارامش اب از دست می رود و بر دورترین شاخه ها برگی زرد در انتظار باد. می دوم سنگریزه ها در زیر پاهایم بخار میشوند من گر گرفته ام از رازی که هرچع مینویسم شعر نمی شود.کنار برکه ای می ایستم و ابر ها مثل جوجه اردکی که تازه از تخم در امده مرا می‌جویند.

بند پایانی (نتیجه گیری): ترک میخورد خواب من و انچه در دلم بود بالشم را خیس میکند شعر را رها میکنم تا این غروب تمام شود و مادرم پنجره را می بندد . شاخه ای از درخت توت لای پنجره میشکند. برگی که از باد به اتاقم پناه اورده بود در سکوت میمیرد . دوباره چشمانم را میبندم و می اندیشم آیا تمام این اتفاقات این زردی و نارنجی و این پاییز پیام آور یک حقیقت اند. 🍁🍂

نگارش یازدهم درس چهارم

موضوع: گفت و گو بین آسمان و زمین

به نام آنکه هستی نام از او یافت/فلک جنبش، زمین آرام از او یافت

همه نشسته بودند و به آسمان نگاه می کردند، آسمان بزرگ و بی کران شب‌هایش پر ستاره،روزهایش گاه آفتابی و گاه ابری، گاه عصبانی می‌شود، می‌غرد و اشک هایش را بر سر درختان و گل ها، انسان ها می ریزد. همه به آسمان خیره بودند که زمین به آسمان روی کرد و با چهره ای درهم و با اخم به آسمان گفت: ای آسمان تو چه داری که انسان ها از دیدنت حیرت می کنند ولی به من که تمام اموراتشان را مهیا می سازم توجهی نمی کنند؟ آسمان گفت:این ساده لوحان محو رنگ آبی من هستند. زمین گفت: من که از تو رنگارنگ ترم ودریایی دارم که مثل تو آبی است. آسمان گفت:بله مشکل همین است تو یک رنگ نیستی، در ضمن من از تو بالاترم و انسان به هر چیز هر کس که بالاتر است اهمیت می دهد.

زمین که از سخنان تلخ آسمان ناراحت شده بود آرزو کرد که کاش جای آسمان بود. زمین به آسمان گفت:تو که این قدر پر جذبه، والایی چرا بالای سر من مانده ای؟

آسمان گفت:آخر من برای دست یافتن به لحظه ای غبطه می خورم. زمین با تعجب گفت: به چه چیزی غبطه میخوری؟ آسمان گفت: این که مرا به عقد تو در آوردند و این فاصله از بین می رود و ابری شد و با صدای بلند گریست. زمین که از حال آسمان در تعجب بود دید که انسان های ساده لوح در کلبه ای که بر روی او ساخته بودند پناه گرفته اند.

آری اگر زمین نبود کسی نمی دانست به کجا پناه ببرد...

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

پایه یازدهم انشا ضرب المثل خود را به کوچه ی علی چپ زدن

مقدمه:درک این که یک شخص آیا واقع نادان است و یا این که در شرایط خاصی خود را به کوچه ی علی چپ می زند عموما بسیار سخت است و عده ای نیز این دو را نمی توانند از یکدیگر تفکیک کنند و تفاوت خاصی نیز برای آن در نظر گرفته نمی شود، عده ای نیز احساس می کنند که وقتی کسی خود را درگیر برخی مسائل عجیب می کند نیز در واقع از این ضرب المثل پیروی می کند.

تنه انشاء:ضرب المثل خود را به کوچه ی علی چپ زدن بیان صحیحی از این مسئله است که یک فرد با هوش بالا برای دست یابی به هدف خاص و یا تبرئه شدن از یک طیف خاص، مسیری عجیب را انتخاب کرده و یا در مورد نکته و مسئله ای اظهار ندانستن می کند تا به آن چیزی که در ذهن خود ترسیم کرده است برسد. ضمن این که مسیر موفقیت او زمانی خطرناک خواهد شد که دیگران در مورد این تصمیم او به یک مسئله مهم برسند و آن هم این است که از قصد خود را به ندانستن زده است.

عده دیگری نیز هستند که شاید این مسئله را با ناآگاهی واقعی یک فرد اشتباه بگیرند، در داستانی مثلا قتلی رخ داده است و عده ای هستند که به عنوان متهم از آن ها نام برده می شود و طوری که انگار همه آن ها در این قتل شریک بوده اند، در صورتی که ممکن است یکی از آن ها به شکلی عجیب خود را به کوچه علی چپ بزند و اظهار ندانستن کند، در واقع این ضرب المثل در چنین شرایطی کاربرد خواهد داشت و چه بسا که او شخص اصلی این اتفاق است.

نتیجه گیری:گاهی بکار بردن این ضرب المثل نیازمند دقت بیشتری خواهد بود و در هر شرایطی نمی توانیم از آن استفاده کنیم، ضمن این که منظور این ضرب المثل بیشتر به سمت منفی خواهد بود.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

پابه یازدهم انشا ضرب المثل دانا هم داند و هم پرسد نادان نداند و نپرسد

مقدمه:قطعا بار ها شنیده ایم که افرد باهوش و دانا هر چقدر که می دانند باز هم به دنبال کسب علم هستند و هیچ گاه از این شرایط خسته نمی شوند و همواره در پی آموختن هستند و ترجیح می دهند علوم خود را گسترش داده و به سوی کسب بی نهایت حرکت کنند، در صورتی که در نادان برعکس است.

تنه انشاء:فرد نادان ممکن است مسئله ای را آموخته باشد اما به تدریج ترجیح می دهد که مدام از آن استفاده کند و برای او نهادینه شده است که کسی بیشتر از او نمی داند و او دانا ترین در این زمینه است، حتی ترجیح نمی دهد که اطلاعات خود را بروزرسانی کند و از علم خود در جهتی درست استفاده کند.

ضمن این که باید بدانیم وقتی فردی دانا است مدام به دانسته های خود شک کرده و در پی این است که بیشتر بدست آورده و برای این کار خود را دانا نمی داند و چه بسا روی اعتماد به نفس او نیز تاثیرات منفی داشته باشد و باعث شود او به هر چه که تاکنون به عنوان علم بدست آورده است شک کند.

ضرب المثل دانا هم داند و هم پرسد نادان نداند و نپرسد نیز دقیقا به همین مضمون اشاره دارد، این که بسیاری از افراد وقتی می دانند باز بیش از همه کنجکاو هستند و می پرسند، اما نادان به همان چند خط و چند روز که تجربه کوتاهی کسب کرده است بسنده می کند.

نتیجه گیری:انسان ها مدام خود را با یکدیگر مقایسه می کنند و هر کسی سعی می کند علم خود را به رخ دیگران کشیده که این مسئله به خوبی خود بد نیست، زمانی منفی است که فرد اشتباهات مختلف خود را گردن نگرفته و از آن ها فرار کند و سعی کند خود را دانای بی اشتباه نشان دهد و در صورتی که هیچ انسانی نمی تواند این گونه باشد.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

پایه یازدهم انشا ضرب المثل سالی که نکوست از بهارش پیداست

مقدمه:عده زیادی هستند که وقتی کاری را شروع می کنند و در بخشی از آن به مشکلی برمی خورند می خواهند ابراز ناراحتی و اندوه خود را به گونه ای بیان کنند و اعلام کنند که این مشکل از همان ابتدا همراهشان بود و آن ها را آزار داده و باعث مشکل می شد.

تنه انشاء:البته که ضرب المثل مشهور سالی که نکوست از بهارش پیداست کاملا دقیق به ما این مسئل را خاطر نشان می شود که وقتی سالی از همان ابتدا که بهار فصل نخستش است بد شروع می شود، قطعا آینده و پایان بسیار بدی نیز خواهد داشت و حتی در ادامه ممکن است مشکلات بیشتری نیز رخ دهد و وضعیت زندگی نیز بدتر شود.

شروع یک سال می تواند برای ادامه آن تصمیم گیری کند که البته از برخی جهات نمی توان این ضرب المثل را به کار برد و البته آن را درست دانست. چون ما می توانیم تصمیمات خود را دگرگون سازیم و خودمان را محکوم به شکست نکنیم.

در مورد این مسئله نیز خیلی دقیق باید گفت که کسی نمی تواند منکر این مسئله شود که یک شروع تلخ می تواند مشکلات و گرفتری های زیادی را به بار آورد. اما به این معنی نیست که صرفا ادامه مسیر نیز می تواند همانقدر بد و سخت و موفقیت دور از ذهن باشد.

نتیجه گیری:به انضمام تمامی این مسائل شروع یک کار جدی باید به صورت کاملا برنامه ریزی شده و صحیح انجام شود؛ در غیر این صورت قطعا انگیزه ای برای ادامه کار وجود نخواهد داشت و نگرانی های زیادی نیز برای انسان به وجود می آید که ممکن است حتی به بدبینی ختم شود و سبب گرد که ما از انجام این کار تا انتها منصرف شویم و قطعا هیچ نتیجه خوبی در کار نخواهد بود.

نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

------------------------------------------------------------------------
انشای آماده با موضوعات مختلف.
---------------------------------------------------------------------------
سایت جواب انشا و نگارش,منبع دانلود انشاء,مرجع تحقیق و جواب انشاء,انشا پایه دهم,انشا جدید,دانلود مقاله جدید,سایت انشای نهم,انشاء هشتم,انشا مرجع انشاء دبیرستان,انشا برای راهنمایی,موضوع انشاءموضوع انشاء,زنگ انشاء,انشاء,انشا,دفتر انشا,نمونه انشاء,نمونه انشاء،آماده زنگ انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء.
---------------------------------------------------------------------------
توجه : تعدادی از مطالب سایت از دیگر سایت هایی مانند سایت انشاباز و سایت نمونه انشا با موضوعات مختلف و... جمع اوری شده است.

دنبال کردن این سایت
جستجو در داخل سایت
| | تبلیغات ویژه سایت | |
| | طبقه بندی موضوعی | |
رپورتاژ اگهی ۲۲ انشا عمومی ۲۹۱ انشا پایه چهارم ۶ انشا پایه پنجم ۳۰ انشا پایه ششم ۲۴ انشا پایه هفتم ۱۳۸ انشا پایه هشتم ۲۱۰ انشا پایه نهم ۲۱۸ انشا پایه دهم ۱۸۰ انشا پایه یازدهم ۱۰۵ انشا پایه دوازدهم ۱۱۱ انشا درخواستی از کاربران ۱۰ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه اول ۶ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه دوم ۹ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه سوم ۱۳ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه چهارم ۱۲ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه ششم ۹۴ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه هفتم ۱۸ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه هشتم ۲۰ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه نهم ۵۰ جواب سوالات و فعالیت های دروس پایه دهم ۱۷ سوالات امتحانی درس نگارش برای تمامی پایه های تحصیلی ۳ عربی پایه دهم ۰
تمامی حقوق برای اولین و بزرگ ترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی محفوظ است .