نگارش دوازدهم درس اول - خاطره نویسی :: اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

سایت خرید انشا،منبع دانلود انشاء،جواب (نگارش و انشا)،مرجع تحقیق و انشاء،انشاءجدید،زنگ جواب انشاء،دفتر انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء،انشاء رایگان

خاطرم باشد اگر روزی دلم در خاطراتم جا ماند بخاطر آورم خاطراتی که خاطراتم را به خاطره ها سپرد، شاید دل بکند دلم از این خاطره ها...
غروب دلچسبی بود. خیابان در نگاه سرد بعد از ظهر مملو از خستگی بود. جاده منتظر نگاه باران بود و دل من در اندیشۂ زیبایی ابر. پیاده رو پر بود از عابرانی که همگی شان کوله باری از خستگی را بر دوش گرفته بودند و بدون آنکه توجهی به یکدیگر کنند ره به سوی خانه هایشان در پیش گرفته بودند. من هم حال آشفته ای داشتم و غرق در افکار و خیالاتم بودم که لحظه ای صدایی ریسمان افکارم را برید و تمام توجهم را به خود جلب کرد.
نزدیکش شدم، دخترکی بود هفت_هشت ساله، با مو های بلند خرمایی رنگ و چشمانی سیاه و مظلوم. دامن گلداری به تن داشت و ژاکتی صورتی رنگ. چیزی که توجهم را جلب کرده بود نه دامن گلدارش بود و نه ژاکت صورتی رنگش، بلکه جملاتی بود که به عابران می‌گفت:« می‌خواهید برایتان شعر بخوانم؟ اجازه بدهید برایتان شعر بخوانم. نمی خواهید یک بیت شعر مهمانم شوید؟» تا آن روز دخترکی به سن و سال او ندیده بودم که این جملات را بگوید. طاقتم تاب نیاورد و نزدیکش شدم.
اسمش ثریا بود. با او هم کلام شدم و چند بیت شعر شیرین با لحن کودکانه اش برایم خواند. خواندن -نوشتن را دو سالی بود که یاد گرفته بود و علاقۂ بسیاری به نویسندگی و شاعری داشت. آنقدر لحن حرف زدنش به دلم نشسته بود که تصورش را هم نمی کنید. خیلی دختر شیرین و بامزه ای بود. شب چشمانش چه سخت و دلفریب قلبم را به اسارت برده بود که هنوز هم نگاه هایش در خاطرم هست. نگاه هایش پر بود از آرزو ها و رویا های کودکانه ای که مانند آرزو های من بود. آرزوی نویسندگی و شاعری اش.
از کتابفروشی ای که در آن نزدیکی بود دفتر و خودکاری برایش خریدم با یک جلد دیوان اشعار پروین اعتصامی. از دیدن کتاب شعرخیلی خوشحال شد کتابچۂ کوچکی داشت که نشانم داد که اشعار مختلفی در آن بود و می‌گفت معانی بسیاری از کلمات اشعار پروین اعتصامی را نمی داند اما اشعارش را خیلی خیلی دوست دارد. دوست داشت مانند او شود. شور و شوق در چشمانش موج میزد. با لبخندی که بر لبانش شکوفه زده بود از من تشکر کرد. از او قول گرفتم تا وقتی بزرگ شد شاعر پر آوازه ای شود، درست مثل پروین اعتصامی.
الآن نزدیک به یک سال از این اتفاق می‌گذرد و هنوز هم در فکرش هستم. هیچ وقت از ذهنم پاک نخواهد شد آن غروب دلچسب پاییزی.
نظر شما در مورد این انشا چه بود ؟ نظر بزارید.

مطالب مرتبط با موضوع همین انشاء:
  • انشا درباره بهار پرهیاهو پایه نهم صفحه۳۱
  • فداکاری یعنی چه انشاء درباره فداکاری جدید
  • بازنویسی حکایت درس دوم صفحه 36 پایه هشتم
  • انشاء غم آخرین انشای دبیرستان پایه دوازدهم
  • نگارش یازدهم درس دوم گسترش زمان و مکان
  • نگارش دوازدهم درس اول - خاطره نویسی

  • اطلاعات بیشتر درباره این انشا:
    | این انشا نوشته شده در طبقه بندی انشا پایه دوازدهم
    | نویسنده : اولین و بزرگ ترین سایت انشا برای تمامی پایه های تحصیلی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی

    ----------------------------------------------------------------------------
    انشای آماده با موضوعات مختلف.
    ---------------------------------------------------------------------------------
    هرگونه کپی برداری مجازی از مطالب وبلاگ ممنوع و شرعا هم درست نیست.
    ---------------------------------------------------------------------------------
    سایت جواب انشا و نگارش,منبع دانلود انشاء,مرجع تحقیق و جواب انشاء,انشا پایه دهم,انشا جدید,دانلود مقاله جدید,سایت انشای نهم,انشاء هشتم,انشا مرجع انشاء دبیرستان,انشا برای راهنمایی,موضوع انشاءموضوع انشاء,زنگ انشاء,انشاء,انشا,دفتر انشا,نمونه انشاء,نمونه انشاء،آماده زنگ انشاء،انشای آماده،موضوع انشاء،نمونه انشاء.
    ---------------------------------------------------------------------------------

    دنبال کردن این سایت
    جستجو در داخل سایت
    | | تبلیغات ویژه سایت | |
    شما هم می توانید تبلیغات خود را ثبت کنید. برای ثبت تبلیغات به صفحه تبلیغات در سایت مراجعه کنید.
    | | برچسب های انشاء | |
    نگارش یازدهم درس چهارم - انشا با طرح گفت و گو انشای نگارش پایه یازدهم انشا با موضوع برف موضوع انشا در مورد فصل پاییز کارگاه نوشتن پایه یازدهم نگارش یازدهم درس دوم نگارش یازدهم - درس دوم موضوع زندگی نگارش یازدهم درس سوم توصیف شخصیت با موضوع رزمی کار نگارش یازدهم درس دوم موضوع گردش خانوادگی مثل نویسی ضرب المثل به زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید نگارش یازدهم درس سوم توصیف شخصیت با موضوع مدرسه نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو با موضوع پدر نگارش یازدهم درس چهارم گفت و گو با موضوع امید واهی نگارش یازدهم درس دوم توصیف بر اساس زمان و مکان با موضوع بووکه بارانه نگارش دوازدهم با موضوع زمان حق نگارش دهم سنجش و مقایسه با موضوع غم و شادی نگارش یازدهم درس اول با موضوع دلتنگی نگارش یازدهم درس دوم عینک نوشتن نگارش دوازدهم با موضوع ماه و ماهی نگارش دهم درس دوم عینک نوشتن با موضوع نماز نگارش دهم درس دوم عینک نوشتن با موضوع پاییز نگارش دهم درس دوم عینک ذهنی با موضوع رشد گیاه نگارش یازدهم گسترش محتوا زمان و مکان با موضوع مراسم عروسی نگارش دوازدهم درس دوم نثر ادبی با موضوع کنکور نگارش دوازدهم درس دوم شعر گردانی عشق شوری در نهاد ما نهاد پاسخ فعالیت های نگارش دوازدهم بازآفرینی ضرب المثل به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقی است انشا دوازدهم با موضوع انتقام انشا دوازدهم با موضوع عشق و نفرت
    تمامی حقوق برای اولین و بزرگترین سایت انشاء برای تمامی پایه های تحصیلی محفوظ است . طراحی قالب : نقل بلاگ